{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اشتباه_خوب_من

#اشتباه_خوب_من
#پارت_۶۷

بعد از کلی بحث و کلنجار رفتم بالاخره مامانم و بابام راضی شدن که پول رو پس ندن

وقتی رفتیم سر میز شام پدر و مادر عماد سنگ تموم گزاشته بودن

خورشت قیمه و خورشت سبزی سر سفره جا خوش کرده بود که هیچ تازه سالاد سزار و سالاد ماکارانی و سالاد الویه هم سر سفره بود

به اضافه ی سه نوع نوشابه زرد بی رنگ و مشکی

و البته کیک شکلاتی و کارامل و پاناکوتا

چقدر سرشون میشه از غذا و دسر برگام

دهنم اب افتاد واقعا اینا تیلیاردر بودنا

بعد شام راجب تاریخ اومدن واسه خاستگاری و عروسی صحبت کردیم و به توافق رسیدیم
حس میکردم همه چی خیلی سریع داره پیش میره و من آماده هیچی نبودم هیچی

پدر و مادر عماد دوست داشتن بچه پسر باشه اما مامان و بابام گفتن فقط سالم باشه جنسیت مهم نیست

وقتی خواستیم بریم خونمون عماد در گوشم زمزمه کرد

_جذاب لعنتی خیلی خوشگل شده بودی امشب

خندیدم

وقتی رسیدیم خونه انقدر خسته بودم که زود خوابم برد تازگیا زیاد خسته میشدم فکر کنم به خاطر حاملگیم بود

قرار شد عماد و خانوادش ۳ روز دیگه بیان خاستگاریم
هیجان داشتم؟ نه زیاد

نمیدونم هیچ ذوق و شوقی نداشتم

_________________________________
شب خاستگاری مامانم مثل خانواده عماد سنگ تموم گزاشت
کلم پلو با زرشک پلو درست کرد
به همراه سالاد شیرازی
و باقلوا که از بیرون خریدیم
خوب زیاد گل نکاشتیم چون ما مثل اونا پولدار نبودیم یا خدمتکار نداشتم ولی خوب اینم خوب بود نه؟

منم لباس آستین بلند و قد بلند که تا پام می‌رسید صورتی پوشیدم به همراه شال مشکی و کفش مشکی
یه چند تا اکسسوری صورتی جینگیلی انداختم که اوه به به چه دافی شدم

خوبه هنوز اعتماد به نفسم رو از دست ندادم

شرط پارت بعد لایک ها بالای ۲۰ تا
دیدگاه ها (۹)

سلام داداشا

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

پارت. 29

Do I love him, or do I hate him?P:¹⁰ویو کوک وقتی گفت عاشقتم ...

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

۵٬۶ روز نبودم ، دیگه خودتون ببینید❤بچه ها دیشب ما طبس موندیم...

P²

.......//برده ی زیبا//........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط