و تو میگویی زمستان...

و تو میگویی زمستان...
و منی که دیگر فهمیده ام
این آخرین یاد توست در من
همینقدر سرد
همینقدر در حال تمام شدن
وبهاری که معنای هرگز میشود...🙏🙂

و چگونه است ...
حال پرنده ای که زمستان آخرین صحنه زندگی اش ، از تمام زخم های بجا مانده از کوچیست بی بازگشت...🙏💔
بهاری که دیگر طلوع نخواهد کرد...
#میم_مثل_من...♡~/...
دیدگاه ها (۰)

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

چند پارتی

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهمقدمه﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«نازنین»و «رومن» زمانی زو...

عاشقانه های شبنم

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط