{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هانما لباشو غنچه کرده بود میخواس ات رو ببوسه که

هانما لباشو غنچه کرده بود میخواس ات رو ببوسه که
ات از خواب بلند شد
هانما نفهمید و لبش تو حالت غنچه موند
ات. هانما داری چی کار میکنی
هانما. ه. ه. هی. چی
ات. چرا لبات اینجوری بود
هان. چون یه اب نبات ترش خوردم اب نبات ترش اره هه هه
ات. اب نبات به منم میدی
هان. نه
ات. هیف شد فکر کردم میخای ببوسیم
ات به هانما نگاه کرد کشیدش تو بغل خودش و لب هانمارو بوسید
ات. کاری که نکردی رو کردم
منم دوست دارم هانما


ادامه
لایک 👍کن
انگشتام به گا رفت
اگر لایک نکنی🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡
دیدگاه ها (۱۰)

وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر#پارت_2تقریبا نیم سا...

فیک انتقام یا عشق

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

نفرتی به نام عشقپارت:۳۱ات، پاشد. از دست کوک گرفت و سعی کرد ب...

*فرانسه*ویو اتتهیونگ منو تو اتاق حبس کرده نمیزاره برم بیرون ...

بخش دوم پارت ۱۸ فیک تهکوک

فیک: فصل دوم «فقط من؛ فقط تو »

p,11

پارت ۷ اکیپ من

سناریو اسلیترینوقتی میزنی تو گوششونریگولوس/لورنزو:«صب کن... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط