{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه جلوی آینه می ایستم

گاه جلوی آینه می ایستم

خودم را در آن میبینم

دست روی شانه هایش میزارم و میگوچیم:

چه تحملی دارد دلت
دیدگاه ها (۵)

گذشت اون وقتایی که آدما همدیگرو دور می زدنالان دیگه از روی ه...

یک نفر با زبانش گدایی میکند!یک نفر با دستش...!و یک نفر با'نگ...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

p30

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

عاشقانه های شبنم

«زندگی، مثل یک آینه است؛سرد، صیقلی، و بی‌رحم.ما در برابرش می...

بعضی حال بدیا شبیهِ بارون نیستن که ببارن و تموم شن؛ شبیهِ مه...

مرد بی رحم

رمان انفجار و امید

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط