{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل هرشب هوس عشق خودت زدبه سرم

مثل هرشب هوس عشق خودت زدبه سرم
چندساعت شده از زندگی ام بیخبرم..
اینهمه فاصله ،ده جاده وصدریل قطار
بال پرواز دلم کو که به سویت بپرم؟
ازهمان لحظه که تو رفتی ومن ماندم ومن
بین این قافیه ها گم شده ودربه درم
تا نشستم غزلی تازه سرودم که مگر
اینهمه فاصله کوتاه شود در نظرم
بسته بسته کدئین خوردم وعاقل نشدم
پدر عشق بسوزد که درامد پدرم
بیتودنیا بدرک،بیتو جهنم بدرک
کفرمطلق شده ام،دایره ای بی وترم
من خدای غزل ناب نگاهت شده ام
ازرگ گردن تو من بتو نزدیکترم...
دیدگاه ها (۱)

‏شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتمتلخ را شیرین سرودم، ز...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

شده تا نیمه ی شب در بزنی ، وا نکنند؟یا دری را شده با سر بزنی...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

مثل هرشب ،هوس عشق خودت زدبه سرمچندساعت شده اززندگی ام بی خبر...

مثل هرشب هوس عشق خودت زدبه سرمچندساعت شده اززندگیم بی خبرمای...

مثل هرشب هوس عشق خودت زد به سرم ......چندساعت شده از زندگیم ...

مثل هر شب ، هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگی‌ام ب...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگیم بی خب...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم، چند ساعت شده از زندگیم بی ...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچنــد  ساعت  شده  از  زندگیـ...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچنــد ساعت شده از زندگیـ...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگیم بی خب...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگیم بی خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط