{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جامعه

جامعه
بیگانگی با جامعه
آرنولد هاوزر | ترجمه ج. بهروزی
هیچ چیز بهتر از نقشی که پول در سرمایه‌داری جدید بازی کرده است فرایند بیگانگی را در زندگی اقتصادی و اجتماعی برجسته‌تر و پرمعنی‌تر نشان نمی‌دهد. پول آن چنان قربی یافته و همه‌گیر شده که می‌شود کلّ این سیستم را به‌‌اقتصاد پولی وصف کرد. پول وسیلهٔ «کالا شدن» می‌شود – وسیله‌ئی که تمام ارزش‌ها را تا حد یک شاخص عامِ غیرشخصی تنزل می‌دهد. و تفاوت‌های کیفی را غیرانسانی و خنثی و کمّی می‌کند.

پول خصلت شخصی مناسبات انسانی ملموس را از آن سلب می‌کند و کسانی را که دست‌اندرکار فعالیت اقتصادیند با یکدیگر بیگانه می‌کند. کارگر فقط مزدور می‌شود و اربابش کارفرما. یکی کارش را می‌فروشد و آن دیگری می‌خرد.

پول خصلت شخصی مناسبات انسانی ملموس را از آن سلب می‌کند و کسانی را که دست‌اندرکار فعالیت اقتصادیند با یکدیگر بیگانه می‌کند. کارگر فقط مزدور می‌شود و اربابش کارفرما. یکی کارش را می‌فروشد و آن دیگری می‌خرد. برای فروشنده، خریدار در حکم موجودی است که پول می‌دهد، و برای خریدار، فروشنده در حکم اسلات ماشین[۲] است که او در قبال سکه‌ئی که در آن می‌اندازد، نیروی کار دریافت می‌کند.

امّا پول نه تنها مناسبات اقتصادی و مبادلهٔ دارائی، بلکه خود مالکیت را هم غیرشخصی می‌کند. هر اسکناسی مثل اسکناس دیگر است. پول چهره ندارد و یادآور چیزی نیست. چیزی از اصل آن به‌‌دست کسانی که آن را به‌‌ارث می‌برند، یا حتی آن را کسب می‌کنند، نمی‌چسبد؛ و تملک سهام همان اندازه غیرشخصی است که تملک پول رایج. کارشناس مالیه‌ئی که سرمایه‌ئی را در بنگاهی به‌‌کار می‌اندازد، دخالت مستقیمی در آن ندارد. سهام از این دست به‌‌آن دست می‌گردد، بی‌آن که اثری در کسب مربوطه داشته باشد، و خرید و فروش می‌شود بدون آن‌که خریداران یا فروشندگان کم‌ترین علاقهٔ واقعی به‌‌آن کسب داشته باشند.

یک جنبهٔ دیگر هم هست که پول در آن نیز غیرشخصی، انتزاع محض، و کمیتی بدون کیفیت است. پول نه تنها چیزی را که در قبال آن پرداخت می‌شود تغییر می‌دهد بلکه هم آن تملکی را که شکل پول را به‌‌خود می‌گیرد و هم آن فردی را که دارندهٔ آن است تغییر می‌دهد. در جهانی که تحت حاکمیت پول است و پول در آن معیار جهانی شده قدر هر کس به‌‌قدر پول اوست. پول نه تنها ارزش‌های عینی را قابل مقایسه و مبادله و انتقال از شخصی به‌‌شخص دیگر می‌کند، و به‌‌عبارت دیگر، آن‌ها را انتزاعی می‌کند، همچنین امکان این را فراهم می‌کند که ارزش‌های شخصی را که از نظر کیفی ممتازند به‌‌یکدیگر مربوط و با هم مقایسه کنیم، و چنان که گئورگ زیمل، ماکس وبر، و ارنست تروئلتش (troeltsch) نشان داده‌اند، مردم را به‌‌شیوهٔ تفکر مجرد و علی معتاد می‌کند که در این شیوه، فرد و نمونهٔ فردی قدری ندارد. مثلاً، پول کار را در جهت منافع «شرکت» تشویق می‌کند و می‌پندارند که وجود این شرکت مستقل از کارفرماست، که فرد تلقی می‌شود؛ و در بنا کردن یک نظام عینی و غیرشخصی و قانونی، یک بوروکراسی یا عملکرد مستقل، و یک ارتش که در آن اصول فئودالی غیرعقلی را به‌‌کناری نهاده باشند، نقش خود را ایفا می‌کند، یعنی نقشی در تعدد نهادهائی دارد که خود را از فرد جدا می‌کنند و در ویژگی خلاص کردن خود از تأثیرات و ملاحظات شخصی سهیمند.
دیدگاه ها (۱)

پول همان نماد و ذات نسبیت‌گرائی است؛ به‌‌این معنا که مبین ار...

کتاب | امیلی دیکنسونهودیسه حسینی هیچ کشتی بادبانی مثل کتابما...

کس نماند که به دیدار تو واله نشود چون تو لعبت ز پس پرده پدی...

یک عرض ادب جانانه از سر اخلاص السلام العلیک یا مولانا یا صاح...

♨️ ترامپ با انتشار نموداری در شبکه اجتماعی تروث نوشت:🔹«ترامپ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :بنابراین، هم می‌فرماید ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :الف) - ارزش و اثر هر ک...

وفاق یا اختناقمحمدرضا طاهری🔹وفاق اگر میلی شود، رسانه را هم م...

کلام نورانی وحی

🔻یک قاب عکس از رودریگز(بخش سوم)✍️سید محمدعماد اعرابی🔹️این در...

معرفی رشته نقاشیرشته نقاشی یکی از شاخه های کهن و اصیل هنرهای...

P : 6

جامعهبیگانگی با جامعهآرنولد هاوزر | ترجمه ج. بهروزی جامعهبیگ...

امّا پول نه تنها مناسبات اقتصادی و مبادلهٔ دارائی، بلکه خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط