{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمگینم

غمگینم
مثل آينه ام
و سايه اى كه از من
شكسته تر است
چطور زندگی کنم
با اين كوچه هاى بن بست
و آدم هاى سردخانه اى
بايد بروم
دست سايه ام را بگيرم و بروم
در سپيدم اولين بهار
كمر راست كنم
و رو به افق بيايستم
تا خورشيد زندگى
بر ما طلوع كند
سايه ام توانست
من هم مى توانم
دیدگاه ها (۰)

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۴ویو لیاـ لیا: چپ راستتو ببین...

the end-part 1

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط