قاصدک آخر دنیا اینجاست

قاصدک آخر دنیا اینجاست
قصه ی غربت شبها اینجاست

آرزو های مرا دیشب باد
برد و امشب همه غمها اینجاست

برگ ها در شب پاییز افتاد
چوبه ای خالی و تنها اینجاست

حسرت بردن نام یاری
بر در بسته ی لبها اینجاست

با اتاقی که پر از تنهاییست
گفته ام جای من آیا اینجاست؟

نفسی سرد تر از دستانم
بوی مرگ است که با ما اینجاست

هیچ کس نیست که با او گویم
چه غمی در شب تبها اینجاست

قاصدک بار سفر باید بست
طاقت ماندن من تا اینجاست

زندگی در شب تنهایی مرد
عکس دمهای مسیحا اینجاست

می رود یک شب از اینجا هامون
تا ابد بستر سرما اینجاست
دیدگاه ها (۱۲)

سحر بود و غم و دردسحر بود و صدای نفس خسته ی یک مردکه آرام در...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط