آه عاشق زیر باران است و دلبر دارد از او فاصله

آه عاشق زیر باران است و دلبر دارد از او فاصله
ای دریغا که تنفس میکند با کهنه شال و خاطره
عاشق دلخسته در کنج خیابان با دلی پر رنج و درد
دست گرم دلبرش با دیده‌ تر دید و لبخندی بزد
بود لبخندش برای خنده و شور و قرار دلبرش با دیگری
گرچه او خون جگر نوشید و کردش از ته دل ناله‌ای
آه ای باران که باریدی به احوال و شدی یاد آور آن لعبتک
میشوی شوری به روی زخم ها با خاطر آن دیده تک

#مثنوی_افگار
#امیر_غلامی
#نویسنده_و_شاعر
کانال تلگرام
https://telegram.me/shorbe_modam
اینستاگرام
Instagram.com/_u/amiiir_gholamii
دیدگاه ها (۱)

عصر يک جمعه‌ي دلگيردلم گفت بگويم بنويسمکه چرا عشق به سامان ن...

عصر يک جمعه‌ي دلگيردلم گفت بگويم بنويسمکه چرا عشق به سامان ن...

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسمکه چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انس...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط