خدايا....
خدايا....
خدايا گاهي به خوردن فرمان مي دهي و گاهي به نخوردن، و اين هر دو به من مي آموزد كه روزي دهنده يكي است پس غصه چرا..!
گاهي به خوابيدن فرمان مي دهي و گاهي به نخوابيدن ، و اين هردو به من مي آموزد كه تنها در جوار تو مي توان آرام گرفت پس دغدغه چرا ؟
گاهي به گفتن فرمان مي دهي و گاهي به لب فرو بستن ، و اين هردو به من مي آموزد كه كلام آنقدر مقدس است كه بيهوده نبايد اين درّ يكتا را تلف كرد..
گاهي به نگريستن فرمان مي دهي و گاهي به ديده فرو بستن ، و اين هردو به من مي آموزد كه چشم اگر به فرمان نباشد ، جز كوري و سياهي نصيب نمي كند..
گاهي به رفتن امر مي كني و گاهي به ايستادن ، و اين هردو به من مي آموزد كه بايد گامهايم را شمرده و محكم بردارم تا اگر مانعي بود ببينم و زمين نخورم..
خدايا هميشه به مهر ورزيدن امر كرده اي و گاهي به نفرت ، و اين هردو به من مي آموزد كه براي دوست داشتن و نفرت داشتن بايد معياري مشخص داشته باشيم و آن پسند توست نه دلخواه ما..
خدايا بالاتر از اين همه آموخته ها ، رسم عاشقي است..
آن را هم تو خودت به من بياموز.....
خدايا گاهي به خوردن فرمان مي دهي و گاهي به نخوردن، و اين هر دو به من مي آموزد كه روزي دهنده يكي است پس غصه چرا..!
گاهي به خوابيدن فرمان مي دهي و گاهي به نخوابيدن ، و اين هردو به من مي آموزد كه تنها در جوار تو مي توان آرام گرفت پس دغدغه چرا ؟
گاهي به گفتن فرمان مي دهي و گاهي به لب فرو بستن ، و اين هردو به من مي آموزد كه كلام آنقدر مقدس است كه بيهوده نبايد اين درّ يكتا را تلف كرد..
گاهي به نگريستن فرمان مي دهي و گاهي به ديده فرو بستن ، و اين هردو به من مي آموزد كه چشم اگر به فرمان نباشد ، جز كوري و سياهي نصيب نمي كند..
گاهي به رفتن امر مي كني و گاهي به ايستادن ، و اين هردو به من مي آموزد كه بايد گامهايم را شمرده و محكم بردارم تا اگر مانعي بود ببينم و زمين نخورم..
خدايا هميشه به مهر ورزيدن امر كرده اي و گاهي به نفرت ، و اين هردو به من مي آموزد كه براي دوست داشتن و نفرت داشتن بايد معياري مشخص داشته باشيم و آن پسند توست نه دلخواه ما..
خدايا بالاتر از اين همه آموخته ها ، رسم عاشقي است..
آن را هم تو خودت به من بياموز.....
- ۲۱۲
- ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط