هنگامي كه امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام پي
هنگامي كه امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام پيكر مطهر امير المؤمنين را براي دفن به نجف ميبردند، اسب سواري را مشاهده كردندكه بوي خوشي از او ساطع بود.
آن سوار به آنها سلام كرد وبه امام حسن عليه السلام فرمود :تو حسن بن علي هستي كه از سرچشمه وحي و قرآن شير نوشيده است وجانشين امير المومنين است و سرور اوصياء ميباشد؟
عرض كرد:آري
فرمود : و اين حسين بن علي نوه ي پيامبر رحمت است كه از منبع عصمت شير نوشيده و پدر امامان ميباشد؟
گفتند : آري
فرمود: جنازه را به من بسپاريد و در امان خدا برويد
امام حسن عليه السلام عرض كرد : پدر ما وصيت فرموده كه جنازه ي او را جز به جبرائيل يا خضر نسپاريم ، شما كدام يك از ايشان هستيد؟؟؟
سوار نقاب از چهره برداشت ، ناگهان ديدند او خود امير المؤمنين است.
به امام حسن فرمود: يا ابا محمد ! هيچ كس نمي ميرد مگر اين كه علي نزد او حاضر شود، آيا بر جنازه ي خويش حاضر نگردد؟
** مدينة المعاجز ج 3 ص 60- بحار الانوار ج 42 ص 300- القطره ج 1 ص 217 قسم به وعده شیرین من یمت یرنی/که من ایستاده بمیرم به احترام علی
آن سوار به آنها سلام كرد وبه امام حسن عليه السلام فرمود :تو حسن بن علي هستي كه از سرچشمه وحي و قرآن شير نوشيده است وجانشين امير المومنين است و سرور اوصياء ميباشد؟
عرض كرد:آري
فرمود : و اين حسين بن علي نوه ي پيامبر رحمت است كه از منبع عصمت شير نوشيده و پدر امامان ميباشد؟
گفتند : آري
فرمود: جنازه را به من بسپاريد و در امان خدا برويد
امام حسن عليه السلام عرض كرد : پدر ما وصيت فرموده كه جنازه ي او را جز به جبرائيل يا خضر نسپاريم ، شما كدام يك از ايشان هستيد؟؟؟
سوار نقاب از چهره برداشت ، ناگهان ديدند او خود امير المؤمنين است.
به امام حسن فرمود: يا ابا محمد ! هيچ كس نمي ميرد مگر اين كه علي نزد او حاضر شود، آيا بر جنازه ي خويش حاضر نگردد؟
** مدينة المعاجز ج 3 ص 60- بحار الانوار ج 42 ص 300- القطره ج 1 ص 217 قسم به وعده شیرین من یمت یرنی/که من ایستاده بمیرم به احترام علی
- ۲.۷k
- ۲۸ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط