{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تــو چـــه می دانــی . . .

تــو چـــه می دانــی . . .

شَــب که می شـــود
گلویَـــم پُــر می شــود
پر از یک بُـغـض ِِ سَنگیـــن
بُـغضی که
نـــاخواسته می ترکَـــد

و چشمـانم را پــاک بــارانی می کنــد

و امـا دلــم
دلــم پُـر می شـــود از درد
دردهـایی پُـر از حــــرف
حـرف هــایی مملـوء از سکـــــــوت
حرف هایی که یک بــاره در دلـم فَوَران می کننـد

و روی این دیــوار ِِ مَـجــازی آرام می گیرنــد

و من میمانم وخوابی
که ماه هاست به چشمانم حرام شده
دیدگاه ها (۵)

و امشب چقدر تاریک است نه مهتابی، نه ستاره ای، و نه نور چشمها...

بٌٍعِضًٌٍِےشٌٌٍٍٍِباًٌٍِ بد ًٌّّّجٌٍّوٌِرےٌِ ★ ...

☆امــــــشب .... ⇜دانستــــــــم .... ✖چقدر ...

در سرزمین منخدا را در ریش و جا نماز میبینند...فاحشگی را در خ...

عاشقانه های شبنم

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

مدرنیته واقعی یا نمایشِ پوچِ کرامت انسانی؟ 🤔👇وقتی کلیپ‌هایی ...

پروانه جان

هر گردی یک گردو نیست | روایتی از انقلابی‌نماها یا دلسوزان مج...

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

نوع برخورد با کسانی که خود را به شکل عریان و برهنه ....

#درخواستی_تهیونگ#انعکاس_خشممعرفی شخصیت هاکیم تهیونگ * سن: ۳۲...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط