{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به وقت سناریو

به وقت سناریو
(وقتی موهاشون رو ناز میکنی ( به عنوان خواهر کوچیکترشون ))
نامجون: ادامه بده لطفا دوسش دارم
________________
جین: درسته مث من هندسام نیستی ولی تو این کار خیلی هندسامی
________________
یونگی: دستات برعکس من خیلی گرمه و به عنوان یک گوله برف این گرما رو قبول میکنم
________________
جیهوپ: واااااااای خدایا یه سانشاین دیگه پیدا کردم
________________
جیمین: از یه موچی بعید بود ناز کردن موتا داداشش
ا.ت: ناراحتی برم
جیمین: من سکوت میکنم
________________
تهیونگ: چقدر با دستات ارامش پیدا کردم
________________
جونگ کوک: قربون دستت یه شیر موز هم بیار
________________
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

وقتی تولدت رو فراموش میکنه P²نشست کنار تهیونگ*خوب نگفتید چرا...

I'm not jealous part 60اسم دختر کوچولوشون هارامه خیلی کیوته ...

پارت ۵: شروعِ یه زندگیِ جدید!هنوز تو شوکِ آزمون بودم که بالا...

سناریو درخواستی

خب.....پارت : ۱۴ ا.ت و جیمین اومدن داخل و دیدن که سوهو و تهی...

دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.. 🗿...

KIM V

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط