{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلم بنویس دردم را که در دل دردها دارم.قلم بنویس از حالم ک

قلم بنویس دردم را که در دل دردها دارم.قلم بنویس از حالم که امشب غصه ها دارم.قلم بنویس از عمرم که عمری خون دل خوردم.قلم ای کاش چون زادم همان دم نیز میمردم.قلم بنویس از هجران و از هجر یار.قلم بنویس درد دل چو دارم درد دل بسیار.قلم بنویس تا دیگر نماند در دلم دردی. قلم،این گنبد گیتی بود بازارنامردی،قلم ازبی وفایی ها شکایت میکنم...وز جداییها حکایت میکنم,
دیدگاه ها (۹)

تو کجایی سهراب؟؟خانه ی دوست فرو ریخت سرم!!  آرزویم را دستی د...

#درد_هایـــــــــــــــــم را مینویســـــــــــــــم ...

مرگ انسانیتزهمان روزی که دست حضرت قابیل گشت الوده به خون حضر...

بدون توآه…حسرت چه جولانی می دهد برای لحظه دیدارجسمم میجوشد د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط