آن

آن
که
آسان
می‌سپارد
جان به دیدارت منم
#فروغی_بسطامی
#استوری #story
دیدگاه ها (۱)

هرمیت کوچولو: «خرچنگایی که تنهان کجا می‌رن؟»‏کلم: «تو خودشون...

#مرگ #مردن #باور #توسعه_فردیدنیا مثل تاب می ماندکه کودکی چند...

چه خوش گفت شهریارا :عاشقی درد است و درمان نیز هممشكل است این...

لحن گیرای صدایت زود عاشق می کندجان من تا می شود با هیچ کس صح...

دیر می‌آید و جان منتظر مقدم اوستمُردم از شوق، خدایا برسان زو...

این هم برای اون نفر هایی که اول فالو می کنن بعدشم آن فالو ...

مثل آن جسم که از روح جدا می‌مانداز منِ بعد تو یک مرده بجا می...

نه دوری تا انتظارت کشمو نه نزدیکی، تا دیدارت كنمو نه از آن م...

عاشقانه های شبنم

حیا؛ بهایی به وسعت جان.امروز در عصرِ ویترین‌هایِ مجازی، بسیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط