{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و تو و رویای آمدنت آقاجان

من و تو و رویای آمدنت آقاجان
دیشب باز دوباره دلم برایت تنگ شد
دلم برای دیدارت بی پرده در ثانیه های زمین دلتنگی می کرد
نگاهم لبریز از اشتیاق بود برای آسمانی شدن در محضرت
باز هم دستانم بی قرار بود برای گرمی دستانت
اما دریغ :
که من مانده بودم و آرزوهایم و این خاطره ها
حوالی نیمه شب بود با صدای باران به شوق دیدارت
به انتظار ظهورت کمی خواب بر چشمانم نشست و ....
دوباره خاطراتت را به رویای من فرستادی تا مرا آرام کنی
زمین غوغا بود و اهل زمین در هیاهو
هر کسی به سمتی و...
نشانه ها خبر از آمدنت می داد و من و دلم لبریز از اشتیاق شدیم برای ظهور
به دنبال تو و عطر پیراهنی و جذبه ی نگاهی
و نوری آسمانی می گشتم
اما باز هم مثل هر بار من ماندم و بوی عطر پیراهنت و
صدای قدم هایت و ...
باز هم آقاجان : "جایت خالی ماند در منظر نگاهم "..
باز هم صدای گریه ای و ...
دستی مهربان که بیدارم کرد ...
بیدار شدم چشمم دوباره بی تو به جمال هستی روشن شد و باز هم افسوس ...
اما دلم روشن است : می آیی مولای من ..

#یاصاحب_الزمان
#انتظار
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
دیدگاه ها (۱)

بِسْمِ رَبِّ الْمَهْدِيِّ، وَالسَّلَامُ عَلَى مَهْدِيِّ فَاط...

کاش عطر تو رامی‌شد در شیشه‌ای ریخت؛برای روزهایی که نیستی،درش...

🌷 سلام امام‌زمانمبا هر صبح، باز نور‌ امید در دلم روشن می‌شود...

بعضی دلتنگی‌ها را نمی‌شود به زبان آورد... فقط کافی‌ست چشمم ب...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط