کاش دردم فقط عشق بود
کاش دردم فقط عشق بود
فقط دوری
دردی دارم که جرات بیانش نیست
وشانه هایم توان و تحملش
غصه هایم بی شمار است
چشمانم خشکیده
دیگر اشکی ندارد بس زاری نمودم
قلبم تکه تکه شده ازدردهای پنهان
ترک قلبم التیام نمی گیرد
مگر اینکه شانه هایم سبک شوند
دردم "تویی" که با وجود داشتنت
باز هم ندارمت ...
فقط دوری
دردی دارم که جرات بیانش نیست
وشانه هایم توان و تحملش
غصه هایم بی شمار است
چشمانم خشکیده
دیگر اشکی ندارد بس زاری نمودم
قلبم تکه تکه شده ازدردهای پنهان
ترک قلبم التیام نمی گیرد
مگر اینکه شانه هایم سبک شوند
دردم "تویی" که با وجود داشتنت
باز هم ندارمت ...
- ۲۵۸
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط