{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این ذره ذره

این ذره ذره
گرمی خاموش وارِ ما
یک روز
بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می شود...
دیدگاه ها (۳)

گنجشک نشدم که برایم دانه بریزیحتی بند کفشت که دست هایت پروان...

...

تنهایی ام را می برم با خود، تا در خیابانها بچرخانماز من تو ر...

از باغ پیراهنمکلی گل برایت آورده امقول می دهم مستت کنداین گل...

صُبح شدهموهایت انگور داده‌‌اندخورشیداز لای خوشه‌ها سَر می‌زن...

روزی خورشید از ماه خواست که باهاش ازدواج کنهاگه ماه می گفت ب...

آخر این حرفایِ ناگفته آدمیزاد را ذره ذره می کُشد

༄ུ* شب چشمانت ڪَره می‌زند مهتاب را بر مدار عشق ... و نیلوفر ...

غریبه ی غمگینی از سمت نگاهش تاب می‌خورد.یادم باشد که هنوز به...

طبیعت

عاشقانه های شبنم

.

روزی روز‌گاری ماه کسوف و خورشید وجود داشتند خورشید از همه نو...

♨️کایل کولینسکی، مفسر سیاسی آمریکایی: بالاخره یک جایی باید ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط