عشق سخت پارت ۸
ته ویو
سوار ماشین کردمش و خودم رانندگی کردم
_چرا تو این هوا پیاده اومدی ؟(جدی)
+چون تاکسی گیرم نیومد
_خب میگفتی میاوردمت
+نمیخواستم
_خوبی بهت نیومده ها
بقیه ی راه ساکت بودیم تا بعد از ۱۵ مین رسیدیم خونه ماشین رو برد تو پارکینگ از ماشین پیاده شدم اونم پیاده شد فک کنم پاهاش بهتر شده
_تو زودتر برو
+چرا ؟
_مگه خودت نگفتی نمی خوای متوجه بشن که تو توی شرکت من کار میکنی
+اها ....خب باشه من رفتم
منتظر موندم تا بره که من چند مین بعد برم
ا/ت ویو سریع رفتم سمت خونه در باز شد کسی رو اطراف ندیدم خیلی آروم رفتم سمت اتاق خودم توی راهرو بودم دست گیره ی در اتاقم رو گرفتم که یه صدایی اومد ....صدای جانگ شین بود
&تا الان کجا بودی ؟ چرا لباسات کثیفه ؟
+خب .....خب.......ببین جانگ شین ......داستانش طولانی پس بیخیال
&باید بعدا تعریف کنی
+باشه بعدا برات توضیح میدم حالا برو به هیون دو هم چیزی نگو
&اومممممم......باید یه چیزی بهم بدی تا نگم
+چی میخوای؟
&بعدا بهت میگم، حالا برو
رفتم تو اتاقم و در رو بستم لباسام رو در آوردم و رفتم تو حموم
+اخ ......چقد خسته شدم ..... هعی این تازه اولین روز کاریم بود
(۱۵ مین بعد )
خودم رو شستم و اومدم بیرون لباس هام رو پوشیدم و موهامو خشک کردم
خیلی گشنم بود خدمتکار اومد داخل
هنوزم به وجود اینا عادت نکردم
:خانم شام حاضره لطفا بیاید پایین
+باشه برو الان میام
خدمتکاره رفت خودموجلوی اینه مرتب کردمو از اتاق رفتم بیرون در رو بستم و رفتم پایین نشستم سر میز شام
(فلش بک بعد شام )
شام رو خوردم و دوباره برگشتم اتاقم
شرطا
۲۰ لایک
۲۰ کامنت
.......
سوار ماشین کردمش و خودم رانندگی کردم
_چرا تو این هوا پیاده اومدی ؟(جدی)
+چون تاکسی گیرم نیومد
_خب میگفتی میاوردمت
+نمیخواستم
_خوبی بهت نیومده ها
بقیه ی راه ساکت بودیم تا بعد از ۱۵ مین رسیدیم خونه ماشین رو برد تو پارکینگ از ماشین پیاده شدم اونم پیاده شد فک کنم پاهاش بهتر شده
_تو زودتر برو
+چرا ؟
_مگه خودت نگفتی نمی خوای متوجه بشن که تو توی شرکت من کار میکنی
+اها ....خب باشه من رفتم
منتظر موندم تا بره که من چند مین بعد برم
ا/ت ویو سریع رفتم سمت خونه در باز شد کسی رو اطراف ندیدم خیلی آروم رفتم سمت اتاق خودم توی راهرو بودم دست گیره ی در اتاقم رو گرفتم که یه صدایی اومد ....صدای جانگ شین بود
&تا الان کجا بودی ؟ چرا لباسات کثیفه ؟
+خب .....خب.......ببین جانگ شین ......داستانش طولانی پس بیخیال
&باید بعدا تعریف کنی
+باشه بعدا برات توضیح میدم حالا برو به هیون دو هم چیزی نگو
&اومممممم......باید یه چیزی بهم بدی تا نگم
+چی میخوای؟
&بعدا بهت میگم، حالا برو
رفتم تو اتاقم و در رو بستم لباسام رو در آوردم و رفتم تو حموم
+اخ ......چقد خسته شدم ..... هعی این تازه اولین روز کاریم بود
(۱۵ مین بعد )
خودم رو شستم و اومدم بیرون لباس هام رو پوشیدم و موهامو خشک کردم
خیلی گشنم بود خدمتکار اومد داخل
هنوزم به وجود اینا عادت نکردم
:خانم شام حاضره لطفا بیاید پایین
+باشه برو الان میام
خدمتکاره رفت خودموجلوی اینه مرتب کردمو از اتاق رفتم بیرون در رو بستم و رفتم پایین نشستم سر میز شام
(فلش بک بعد شام )
شام رو خوردم و دوباره برگشتم اتاقم
شرطا
۲۰ لایک
۲۰ کامنت
.......
۹.۹k
۱۰ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.