دو پارتی
دو پارتی
وقتی رفته بودی والیبال و ..........
پارت ۱
سلام من اتم و الان یه مدتی هست نامزد جیمینم امروز والیبال دارم و دارم آماده میشم تا جیمین منو ببره والیبال
( علامت ها ات + جیمین × شخص های نامعلوم *)
× عشقمممم ناهارت رو خوردی ؟
+ نهههه
× ااااتتت بهت گفتم بخور حالت بد میشههه
+ نوموشهههههه
× باشه حالا ببینیم .......خب حالا آماده ای
+ آریییییی
× واااااییییی ااااتتت چقدر امروز کیوت شدیییی
+ دیگه دیگههههه
× خب بیا عشقم بریم
+ چشم
( و سوار ماشین شدن و به سمت باشگاه ات راه افتادن)
× رسیدیم خوشگلم خداحافظ
+ خداحافظ
ویو ات
رفتیم و با مربی گرم کردیم بعدش قرار بود وقتی پاسور بهمون پاس میده ( یا همون پنجه میزنه ) ما روی پاسش باید آبشار بزنیم یه مربی خیلی سخت گیر هم اونجا وایساده بود
من آبشارم خوب بود ولی گاهی اوقات زود و یا دیر برای زدن آبشار حرکت میکردم نوبت من بود پاسور بهم پاس داد ولی خیلی زود به سمت جلو حرکت کردم ...مربی سرم داد زد
و خیلی بد جور دعوام کرد سعی کردم به نکاتی که میگه توجه کنم بعد از گوش دادن به حرفای مربی رفتم عقب توی صف بعد از چند دقیقه دوباره نوبتم شد ......با استرس رفتم ولی این دفعه خیلی دیر حرکت کردم و توپ محکم خورد تو چشمم خیلی خیلی درد داشت ولی مربی بدون اهمیت دوباره سرم داد زد خیلی حس بدی بود دوباره رفتم ته صف نا امید نشده بودم ولی خیلی خوب نمیتونستم چیزی رو ببینم دوباره نوبتم شد به خاطر اینکه نتونستم توپ رو خوب ببینم توپ رو نتونستم درست بالای سر پاسور بزنم پس پاسور هم مجبور شد بد بهم پاس بده ...بازم نتونستم مربی دوباره سرم داد زد
راستش من آدمی نبودم که زود رنج باشه ولی از اونجایی که این اولین باری بود که مربی اینجوری دعوام میکرد و من هی شکست میخوردم بغض شدیدی داشتم میخواستم ادامه بدم ولی بعد پشیمون شدم و به سمت دست شویی راه افتادم
اونجا جای خوبی برای خالی کردن خودم بود ...رفتم توی یکی از دست شویی ها ...پام میلرزید و مدام حرفای مربی تو ذهنم تکرار میشد یهو همه ی شکست هام اومد تو ذهنم اشکام داشت از صورتم سرازیر میشد خیلی بد بود ....یه دفعه صدای سوت رو شنیدم و فهمیدم تمرین تموم شده یکمی اسکام رو پاک کردم و رفتم بیرون از دست شویی صورتم رو کلییی آب زدم ولی.....زیر چشمام یکمی ورم کرده حالا به جیمین چی بگم .....خدااااااا
وقتی رفته بودی والیبال و ..........
پارت ۱
سلام من اتم و الان یه مدتی هست نامزد جیمینم امروز والیبال دارم و دارم آماده میشم تا جیمین منو ببره والیبال
( علامت ها ات + جیمین × شخص های نامعلوم *)
× عشقمممم ناهارت رو خوردی ؟
+ نهههه
× ااااتتت بهت گفتم بخور حالت بد میشههه
+ نوموشهههههه
× باشه حالا ببینیم .......خب حالا آماده ای
+ آریییییی
× واااااییییی ااااتتت چقدر امروز کیوت شدیییی
+ دیگه دیگههههه
× خب بیا عشقم بریم
+ چشم
( و سوار ماشین شدن و به سمت باشگاه ات راه افتادن)
× رسیدیم خوشگلم خداحافظ
+ خداحافظ
ویو ات
رفتیم و با مربی گرم کردیم بعدش قرار بود وقتی پاسور بهمون پاس میده ( یا همون پنجه میزنه ) ما روی پاسش باید آبشار بزنیم یه مربی خیلی سخت گیر هم اونجا وایساده بود
من آبشارم خوب بود ولی گاهی اوقات زود و یا دیر برای زدن آبشار حرکت میکردم نوبت من بود پاسور بهم پاس داد ولی خیلی زود به سمت جلو حرکت کردم ...مربی سرم داد زد
و خیلی بد جور دعوام کرد سعی کردم به نکاتی که میگه توجه کنم بعد از گوش دادن به حرفای مربی رفتم عقب توی صف بعد از چند دقیقه دوباره نوبتم شد ......با استرس رفتم ولی این دفعه خیلی دیر حرکت کردم و توپ محکم خورد تو چشمم خیلی خیلی درد داشت ولی مربی بدون اهمیت دوباره سرم داد زد خیلی حس بدی بود دوباره رفتم ته صف نا امید نشده بودم ولی خیلی خوب نمیتونستم چیزی رو ببینم دوباره نوبتم شد به خاطر اینکه نتونستم توپ رو خوب ببینم توپ رو نتونستم درست بالای سر پاسور بزنم پس پاسور هم مجبور شد بد بهم پاس بده ...بازم نتونستم مربی دوباره سرم داد زد
راستش من آدمی نبودم که زود رنج باشه ولی از اونجایی که این اولین باری بود که مربی اینجوری دعوام میکرد و من هی شکست میخوردم بغض شدیدی داشتم میخواستم ادامه بدم ولی بعد پشیمون شدم و به سمت دست شویی راه افتادم
اونجا جای خوبی برای خالی کردن خودم بود ...رفتم توی یکی از دست شویی ها ...پام میلرزید و مدام حرفای مربی تو ذهنم تکرار میشد یهو همه ی شکست هام اومد تو ذهنم اشکام داشت از صورتم سرازیر میشد خیلی بد بود ....یه دفعه صدای سوت رو شنیدم و فهمیدم تمرین تموم شده یکمی اسکام رو پاک کردم و رفتم بیرون از دست شویی صورتم رو کلییی آب زدم ولی.....زیر چشمام یکمی ورم کرده حالا به جیمین چی بگم .....خدااااااا
- ۱۲۹
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط