سرخودرا مزن این گونه به سنگ

سرخودرا مزن این گونه به سنگ
دل دیوانه تنها، دل تنگ
منشین در پس این بهت گران
مدران جامه جان را، مدران
مکن ای خسته، درین بغض درنگ
دل دیوانه، دل تنگ
پیش این سنگدلان قدر دل وسنگ یکی ست
قیل وقال زغن وبانگ شباهنگ یکی ست
دیدی، ان را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه رو ساختی از عشقش سرشارترین
ان که میگفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلازارترین شد، چه دلازارترین؟

"فریدون مشیری"
دیدگاه ها (۱۴)

سر خود را مزن اینگونه به سنگ،دلِ دیوانه‌ی تنها، دل تنگ!!منشی...

سر خود را مزن اینگونه به سنگدل دیوانه تنها دل تنگمنشین در پس...

سر خود را مزن اینگونه به سنگدل دیوانه تنها دل تنگمنشین در پس...

پیش این سنگدلان قدر دل وسنگ یکی استقیل وقال زغن بانک شباهنگ ...

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترینسینه را ساختی از عشقش...

سر خود را مزن اینگونه به سنگدل دیوانه تنها دل تنگمنشین در پس...

سر خود را مزن اینگونه به سنگدل دیوانه تنها دل تنگمنشین در پس...

"دلِ تنگ"سرِ خود را مزن اینگونه به سنگدلِ دیوانه‌ی تنهادلِ ت...

سر خود را مزن اینگونه به سنگ دل دیوانه تنها دل تنگ منشین در...

🍒🌱سر خود را مزن این‌گونه به سنگدل دیوانه تنهادل‌تنگمنشین در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط