{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستی

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستی
همه را دارم و اما تو که یارم نیستی

سهم من بودن تو در نظرِ هر روزم
چه کنم با دلِ سنگٓت، پیِ کارم نیستی

آسمان دلِ من با رخِ تو روشن بود
حالی، مهتابِ دلم، در شبِ تارم نیستی

عشق تو حبس نموده دلِ من در قفسی
من ولی پای طنابم، دمِ دارم نیستی

من دیوانه به عشقت دل و دینم دادم
آه و حسرت که به فکرِ دلِ زارم نیستی..
دیدگاه ها (۲)

در خیالم خنده هایت خودنمایی میکندچشم تو در مسجد قلبم خدایی م...

عاشق شده ام حال و هوایم خوبست درد است ولی درد برایم خوبست آر...

تن داده ام در این نبرد از پا بیفتمحتی اگر از چشم خیلی ها بیف...

آمدم امشب به میخانه تمنایت کنممی نمیخواهم بیا ساقی تماشایت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط