{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روباهی از شتری پرسید:

روباهی از شتری پرسید:
عمق این رودخانه چقدر است؟
.
شتر جواب داد:
تا زانو
.
ولی وقتی روباه توی رودخانه پرید ، آب از سرش هم گذشت!
.
روباه همانطور که در آب دست و پا می زد و غرق می شد به شتر گفت:
تو که گفتی تا زانووووو!
.
و شتر جواب داد: بله ، تا زانوی من ، نه زانوی تو!
.
هنگامی که از کسی مشورت می گیریم باید شرایط طرف مقابل و خودمان را هم در نظر بگیریم.
.
لزوماً هر تجربه ای که دیگران دارند برای ما مناسب نیست
دیدگاه ها (۱۱)

.

.

زن فرعون تصمیم گرفت که عوض شود،و پسر نوح تصمیمی برای عوض شدن...

خلاصه اطلاعات راجب مکملها:1 - پودر کراتین : افزایش سوخت و سا...

پارت ۶۶ صدای شلیک هنوز در ایستگاه می‌پیچید.آریانا خودش را به...

007-پنهان در مه - پارت ۷۶

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۶ | بهش اعتماد نکنهانا هنوز به آخ...

پارت ۲۵ — چیزی که دیگر فقط بین خودشان نبودبعد از آن روز، حرف...

پارت ۲۵ — چیزی که دیگر فقط بین خودشان نبودبعد از آن روز، حرف...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۱۰صدایِ دکمه‌هایِ دست...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۰

My lovely neighbor part : 55

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط