عشق بی پایان

سلامممم اومدم با ای پارت دیگه
پارت ۹
*
*
*
و جونکوک از ا/ت پرسید
+تو حالت خوبه؟
_ب.. بله ارباب ..  مم... ممنون
بعد ا/ت رفت تو عمارت کم کم مهمون ها رفتن و همه اعضا خانواده رفتن تو اتاق هاشون خواهر جونکوک وقتی برای اولین بار ا/ت دید از اون خوشش اومد ولی با بقیه سرد بود یکی
از خدمتکار ها که خواهر جونکوک از اون خیلی متنفر بود یون سوک بود با این که باید بیشتر از همه با اون خوب باشه ولی بیشتر از اون بدش میومدم قبلا وقتی خواهر جونکوک برای اولین بار اون رو دید...
فلش بگ به 2سال پیش
خواهر جونکوک قرار بود بیاد اون برای تحصیل با جونکوک رفته بود و هنوز یون سوک رو ندیده بود
(علامت نایون &)
هواپیما تو فرودگاه فرود اومد و نایون از هواپیما اومد بیرون و به مادرش زنگ زد (علامت مادر جونکوک #)
&الو سلام
#سلام دخترم حالت خوبه؟
&من خوبم مامان تو بقیه خوبن.؟ مامان من دارم میام
ولی به کسی نگو من اومدم میخوام بقیه رو غافلگیر کنم
#عزیزم باشه تو فقط بیا
&باشه مادر بای
بعد نایون ای تاکسی گرفت و رفت اون نمیخواست کسی بفهمه که اومده
وقتی رفت ماشین جلو ای عمارت ایستاد و نایون پیاده شد ای لباس ساده با دامنه سفید پوشیده بود (عکس رو میزارم)
رفت جلو در عمارت از بادیکار خواست در رو باز کنه بادیکارد جدید بود و از وجود خواهر جونکوک خبری نداشت
و در رو باز نکرد و یون سوک که تو حیاط بود صدا رو شنید
و رفت وقتی رسید به بادیکارد گفت در رو باز کنه و وقتی در باز شد یون سوک رفت جلو و ای سیلی به نایون زد و گفت
علامت یون سوک!
! ای دختر تو میدونی این عمارت کی
&تو.. تو تو به من سیلی زدی؟
! جواب سؤال من رو بده دختره الاف
&من خوب میدونم اینجا خونه کی و تو میدونی من کی هستم
! عه مثلا کی هستی
&من بچه این خانواده هستم
! عههه اگه تو بچه این خونه هستی منم بچه دوم بابا جمع کن این خونه فقط ای دختر داره که اون رفته آمریکا
وسط حرف هاشون برادر جونکوک سونگهو اومد و گفت
خواهررررر خوشومدی
وقتی سونگهو این رو گفت رنگ صورت یون سوک عوض شد و
نایون با خشمن رفت داخل عمارت و رفت پیش مادرش گفت
&مامان اون خدمتکار که تو حیاط هست رو باید اخراج کنی
#سلام.. ولی چرا
&مامان اون به من سیلی زد و...  (داستان رو گفت)
#ولی عزیزم اون اشتباه کرده
&مامان...
و بعد که مادر جونکوک خواست حرف بزنه که...
پایان پارت برا پارت بعد منتظر باشید
بای بای👋
لایک و کامنت فراموش نشه 😊
اگه از این پارت خوشتون اومداین قلب رو کامنت کن❤
اگه خوشتون نیومد این قلب رو کامنت کن 🖤
و اگه دوست داره پارت بعد زود آپلود بشه این دوتا رو بزارید💓💞
دیدگاه ها (۰)

عشق بی پیان

عشق بی پایان

عشق بی پایان

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

سرنوشت پارت(۱۱)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط