وقتی .....(درخواستی)

پارت اول:



ا/ت:چان خواهش میکنم بزار برم(گریه)
چان: متاسفم پرنسس،توبرام کلی دردسر درست کردی ،نمیتونم بزارم الان بری(پوزخند)

ا/ت ویو


من ا/ت هستم و الان حدود سه ماهه که با مردی به اسم کریستوفر بنگچان ازدواج کردم اما خب فقط دوماه از ازدواجمون به خواست خود من بود و ماه سوم رو مجبور شدم که کنار چان بمونم

فلش بک


مثل همیشه،از خواب بیدار شدم،رواین صبحمو انجام دادم،صبحانه خوردم و آماده شدم برای تمیزکاری


ویو چند ساعت بعد


تقریبا کل خونه رو تمیز کردم و فقط مونده بود اتاق کار بنگچان،که خب..درسته که گفته بود حق ندارم واردش بشم اما خب بالاخره اونجا ام جزو خونم حساب میشه و باید تمیز بشه بعدم چرا حق ندارم واردش بشم؟
وارد اتاق شدم و اولین چیزی که به نظم عجیب اومد این بود که در قفل نبود...بیخیال بریم سراغ تمیزکاری

چند دقیقه بعد

بعد از تمیز کردن اتاق تصمیم گرفتم که کشوی میز کار بنگچان رو هم بریزم بیرون و تمیز کنم اما وقتی در کشو رو باز کردم.....



دوستون دارم کیم لارا ✨


#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
دیدگاه ها (۴)

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

عشق بی پایان

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

همسر غیره منتظره

ددی خون آشام من

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط