جادوی سیاه

جادوی سیاه
پارت شانزده
از درمانگاه اومدم بیرون و همون لحظه متیو رو دیدم با عصبانیت سمتم اومد و گفت:تو اینجا چیکار می‌کنی ها؟
گفتم:اومدم کلک مالفوی کوچولو رو بکنم.
اصن به تو چه ها؟
متیو:عین ادم یه سوال ازت پرسیدم نمیتونی عین ادن جواب بدی؟
گفتم:نه در مقابل تو یکی نمیتونم.
متیو:تو توی درمانگاه پیش دراکو چی کار داشتی؟
هیلی:حوصلم سر رفت خواستم مالفوی رو ببینم مشکلیه؟
متیو:آره
هیلی:چرا؟
متیو :چون تو یه وحشیه رومخی و نمیتونم با دراکو تنهات بزارم بعید نیست یهو بلایی سرش بیاری.با توجه به این که ژن قاتل بودن رو از پدر و مادرت به ارث بردی.
یقشو گرفتم و با عصبانیت گفتم:اگه یه بار دیگه درباره خانواده من حرف بزنی نشونت میدم که قاتل هستم یا نه.
متیو:تهدید میکنی؟
هیلی:آره تهدید میکنم و برات بهتره که گوش کنی چون من به تهدید هام عمل میکنم
متیو:ببین منو تو باید از من و دراکو و هر چیزی که به منو دراکو مربوطه دور بمونی.
هیلی :نیست که من عاشق اینم نزدیک شما دوتا بشم احمق
(با پوزخندی تحقیر آمیز گفتم و بعد بهش تنه محکمی زدم و رفتم)
اه این ریدل همیشه میره رومخم واقعا ازش متنفرم یکی اون ریدل یکی اون مالفوی اصن نباید میرفتم ببینم حالش چطوره اشتباه کردم.
بیخیالش .
#رمان #هری_پاتر #جادوی_سیاه #معرفی #دراکو_مالفوی #متیو_ریدل #تام_ریدل #ولدمورت #دامبلدور #سیریوس_بلک #ریموس_لوپین #سوروس_اسنیپ #معرفی #کرکتر
دیدگاه ها (۱)

متیو و دختری از جنس دریا p1

زیبای کوچک فریبکار

part¹¹ویو جونگکوک::وقتی به مقصد رسیدم ماشینم و پارک کردم و ر...

پیمان نقره ای

پارت سوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد 🎭برگشتم که اعلامی...

کپشن مهم 💥سلام بروبچ چخبر ؟؟عام بروبچ خواستم بهتون یه چیزی ب...

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

درود بر همتون ♡تویی که اینو میخونی خواستم بهت بگم که امیدوار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط