پارت دوازدهم

تابع قوانین جمهوری اسلامی



خانوم بزرگ فوق العاده ترسناک و بدجنس بود و همه ی خانواده ازش حساب میبردن چون با خیلی از خانواده های مافیایی از جمله خانواده هوانگ فامیل بود هیچکس حق جنگیدن مقابلش رو نداشت اون یه پیرزن خبیص بود که همیشه ی خدا از من عیب میگرفت و تنبیهم میکرد البته با همه ی نوه هاش این رفتارو داشت ، اما من فرق میکردم نه مادرم منو میخواست نه پدرم پس از همون بچگی هم خانوم بزرگ هم پدر و مادرم و هم بقیه ی خانواده های مافیایی حق تحقیر کردن و کتک زدنم رو داشتن

@ راستی مادر عوضیتو و دخترش هم قراره بیان

یونجی جان مشکلی ندارن اون زن میخواد بیاد ؟

= نه دخترم... بنظرم نیازی نیست مشکلی داشته باشم چون هیچکس قرار نیست تو این خونه بهش اهمیتی بده ، مگه نه دخترم ؟

لبخندی محوی زدم

درسته...ولی چرا دخترش میخواد بیاد؟

@ نمیدونم ولی بخاطر همین بهت میگم سریعتر ازدواج کن برو خونه شوهرت تا اون دختره یوری اذیتت نکنه اگه اذیتت کنه کاری از دستم با وجود خانوم بزرگ برنمیاد

_مگه همسر سابقتون دختر دیگه ایم داره؟

° اره داره دختر خیلی سلیطه ایه همیشه وقتی میاد یونا رو اذیت...

یجی بریم

°خ..خوب باشه ما میریم خداحافظ


پرش زمانی به بعد از مدرسه:

° دختر حالا میخوای چیکار کنی ؟ بلای جونت داره میاد البته بلای جونت که نه بلاهای جونت

نمیدونم یجی ، نمیدونم نمیدونم باید چه گی بخورم

° واقعاً یه روزایی دلم میخواد برات گریه کنم دختر

لبخند تلخی زدم و به راهم ادامه دادم که یکدفعه ماشینی جلومون وایساد ، ماشین هیون بود تو این ماشین چه چیزایی که نگذشت ( بنظرتون تا چه حد تو این ماشین پیش رفته بودن ؟😌)

_ سوار شین

° بیا یونا

در عقب رو باز کردیم اول یجی رفت داخل که یهو اعتراض هیون بلند شد

_ مگه رانندتونم دوتاتون رفتید عقب یونا بیا جلو ببینم

ایشی گفتم و رفتم جلو و نشستم تو بین راه هیچ حرفی بینمون رد و بدل نمیشد و منم از پنجره به بیرون نگاه میکردم

° هیون میشه اونجا نگه داری ؟ میخوام برم پیش دوست پسرم

_ خیلی خوب باشه بفرما خداحافظ

خداحافظ یجی

° من رفتم

یجی رفت و هیونجین مشغول روندن ماشین شد

_ چرا بهم نگفتی خانوم بزرگ باهات مشکل داره

میگفتم میتونستی حلش کنی ؟

_ اون دختره ای که عشق منو اذیت میکنه رو امشب میبینم مگه نه ؟ نگران نباش قرار نیست دیگه اذیتت کنه...
دیدگاه ها (۱۱)

مشخصات :ا/ ت = یه دختر مهربون ، با نمک ، کیوت ، با موهای بلن...

p1

DESTINY#برگ_۱ویو ات بعد از دوسال بازگشت به سئول و کشور خودم ...

کپشننننن🎀😈عروسک من😈🔞پارت چهل و هشت پاشدم و پله هارو رفتم با...

عشق مرده

همه بهم میگفتن این دختر لوس خانواده‌ست، چون محبت میدیدم و نا...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

برده عمارت جئون

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:2ـــــــــــــ...

پارت ۵۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط