چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون

چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون
دیدگاه ها (۳)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کُند مَجنون/دِلَم را دوزخی...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کُند مَجنون ...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی ...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون!؟ دلم را دوزخی...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کُند مَجنوندِلَم را دوزخی ...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کُند مَجنوندِلَم را دوزخی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط