میگریزم سوی دنیای دگر

میگریزم سوی دنیای دگر
تاکنم سیرو تماشای دگر
میروم تاقصه گوید بهر من
قصه گوی شهر فردای دگر
خستهام ازاین همه نامردمی
تابه کی مانم در این سردر گمی
سالهاست این آشنایان غصه دارم دیدهاند
بارها این چهرهها بر اشک من خندیدهاند
دیدگاه ها (۲)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿از این نامردمی‌ها می‌گریزم،از این جنج...

میروم تا قصه گوید بهر من قصه گوی شهر فردای دگر.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط