گفتم "از کجا بدانم تو امامی؟"

گفتم "از کجا بدانم تو امامی؟"

گفت "پیش آن درخت برو
بگو امامت صدایت می کند"

تا درخت را خطاب قرار دادم
دیدم با ریشه از خاک بیرون آمد
و خود را به موسی بن جعفر رساند!

@tanzoroon_ir
#امام
#موسی_بن_جعفر
#امام_موسی_بن_جعفر
#موسی_کاظم
#کاظم
#معجزه
دیدگاه ها (۲)

قسمت ۱۰

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

رمان عشق ممنوع

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹¹ویو لیلیتداشتم به کمک ...

Twelve

رمان هکر کوچولوی من پارت هفتم

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط