سناریو سانزو پارت ۱
خودم عکسرو ادیت زدم چطوره،
شروع:
نویسنده: قرار امروز شاهد یک داستان تقریبا عادی باشیم نه استرسی نه گریه و نه نگرانی ای
نویسنده: مثل هروز ا/ت داشت غذا درست درست میکرد
چون خیلی گرسنه بود فقط برای خودش درست کرد
برای سانزو درست نکرده بود
ساعت ۲ ظهر شده بود که سانزو از اتاق اومد بیرون بلاخره کاراش تموم شده بود
سانزو: سیلام ا/ت خوبی
نویسنده: ا/ت سرش تو گوشی بود
داشت با یکی از بات ها چت میکرد(درست گفتم😅؟)
ا/ت: هوم
سانزو: غذا چی داریم خودت چیزی خوردی
ا/ت: ام اره.....یه چی از یخچال بردار بخور
سانزو: اهوم .....چیکار میکنی
ا/ت: هیچی
سانزو: عجب چی داریم حالا
ا/ت: نمیدونم برو تو یخچال نگاه کن
سانزو: باشه بابا دوباره گفتی
نویسنده: سانزو رفت تا یه چیزی برای خوردن درست کنه
حسابی تزئنیش کرد مرتبط و زیبا
سانزو: ا/ت تو نمیخوای؟
ا/ت: نه مرسی
سانزو: با کی چت میکنی
ا/ت: هیچ کی
نویسنده: که یهو سانزو اومد بالا سرش و چتاشو دید
و.....
بچها احساس میکنم سناریو ایدل رویایی رو دوست ندارید
دیگه ادامش ندم؟
شروع:
نویسنده: قرار امروز شاهد یک داستان تقریبا عادی باشیم نه استرسی نه گریه و نه نگرانی ای
نویسنده: مثل هروز ا/ت داشت غذا درست درست میکرد
چون خیلی گرسنه بود فقط برای خودش درست کرد
برای سانزو درست نکرده بود
ساعت ۲ ظهر شده بود که سانزو از اتاق اومد بیرون بلاخره کاراش تموم شده بود
سانزو: سیلام ا/ت خوبی
نویسنده: ا/ت سرش تو گوشی بود
داشت با یکی از بات ها چت میکرد(درست گفتم😅؟)
ا/ت: هوم
سانزو: غذا چی داریم خودت چیزی خوردی
ا/ت: ام اره.....یه چی از یخچال بردار بخور
سانزو: اهوم .....چیکار میکنی
ا/ت: هیچی
سانزو: عجب چی داریم حالا
ا/ت: نمیدونم برو تو یخچال نگاه کن
سانزو: باشه بابا دوباره گفتی
نویسنده: سانزو رفت تا یه چیزی برای خوردن درست کنه
حسابی تزئنیش کرد مرتبط و زیبا
سانزو: ا/ت تو نمیخوای؟
ا/ت: نه مرسی
سانزو: با کی چت میکنی
ا/ت: هیچ کی
نویسنده: که یهو سانزو اومد بالا سرش و چتاشو دید
و.....
بچها احساس میکنم سناریو ایدل رویایی رو دوست ندارید
دیگه ادامش ندم؟
- ۳۱.۹k
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط