مالک جانم شدی با اینکه یارم نیستی

مالک جانم شدی با اینکه یارم نیستی
در دلم همواره هستی در کنارم نیستی

خاطراتم نو به نو ، با یاد عشقت زنده شد
خاطرم هستی ، ولیکن یادگارم نیستی

تک درختی بی تو تنها در کویری مانده ام
ای سراب آرزوها چشمه ساری نیستی

هر طرف را بنگرم تصویر زیبای تو بود
انتخاب من تو هستی اختیارم نیستی

گرچه یادت روز و شب همواره همراه منست
ماه زیبایم چرا در شب تارم نیستی ؟

چشم هایت آهوانه گشته صیاد دلم
من که خود صیدت شدم اما شکارم نیستی
دیدگاه ها (۰)

مالک جانم شدی با اینکه یارم نیستی در دلم همواره هستی در کنار...

مالک جانم. شده ای با اینکه یارم نیستی.در دلم همواره هستی در ...

این شعر رو یکی از دوستام نوشته با قلب هاتون حمایتش کنید

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #تنها #دلت...

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

سامان علی یاری

ترجمه‌ی شعرهایی از ریباز محمود

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط