وقتی...( درخواستی)
وقتی خواهر چانی و اون بهت علاقه داره.( دوستان من برای کارکتر از/ت اسم گذاشتم و از این به بعد اسمش آلارا هست واسه راحت تر نوشتن واقعا با ا/ت حال نمیکنم)
چهره ام تیره شد اما حتی فرصت نکردم حرفی بزنم کجا داره میره؟اونم با اون لباس..البته خیلی بهش نیومد...بدنش خیلی سفید بود...کمرش آنقدر باریک بود که حس میکردم میتونم با یک دست کلا دور کمرش رو بگیرم...وای پاهاش...اهم بسه دیگه ...صبر کن...اصلا چطوری چان هیونگ اجازه میده خواهرش اینطوری بره بیرون؟
لینو: چان هیونگ...خواهرت کجا رفت؟
چان: بهم گفت با دوستاش میره خرید ولش کن بیا بریم داخل
هیونجین: باشه چان هیونگ من قبولت دارم ولی به نظرت اون لباس برای فقط فقط خرید کردن یکم زیادی شیک نبود؟
لینو: قربون دهنت
هیونجین:داشی عستی
چان(نگاه مشکوک) : صبر کن...یعنی دارید میگید عجیب بود؟
چانگبین : نه بابا چان هیونگ ولشون کن بریم تو من از ظهر چیزی نخورم تا الان بخورم فقط بریم تو دارم میمیرم از گرسنگی
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
چهره ام تیره شد اما حتی فرصت نکردم حرفی بزنم کجا داره میره؟اونم با اون لباس..البته خیلی بهش نیومد...بدنش خیلی سفید بود...کمرش آنقدر باریک بود که حس میکردم میتونم با یک دست کلا دور کمرش رو بگیرم...وای پاهاش...اهم بسه دیگه ...صبر کن...اصلا چطوری چان هیونگ اجازه میده خواهرش اینطوری بره بیرون؟
لینو: چان هیونگ...خواهرت کجا رفت؟
چان: بهم گفت با دوستاش میره خرید ولش کن بیا بریم داخل
هیونجین: باشه چان هیونگ من قبولت دارم ولی به نظرت اون لباس برای فقط فقط خرید کردن یکم زیادی شیک نبود؟
لینو: قربون دهنت
هیونجین:داشی عستی
چان(نگاه مشکوک) : صبر کن...یعنی دارید میگید عجیب بود؟
چانگبین : نه بابا چان هیونگ ولشون کن بریم تو من از ظهر چیزی نخورم تا الان بخورم فقط بریم تو دارم میمیرم از گرسنگی
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۱۵.۱k
- ۲۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط