{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
چشمان تو یادم داد فریاد کشیدن را
تا قله به سر رفتن از کـــوه پریدن را
.
اصرار نکن بانو این پیچ و خم وحشی
در مسخره پیچانده رویای رسیدن را
دیدگاه ها (۱)

.ای سلام موجای دریا منو تو بغل بگیرین خدافظ دردا و غم هام هم...

.من ، تنها ...رو به کُمدت نشستم ،بو میکِشم تَمامت را ،با چَش...

.بانویِ شـکار،دستِ کم می گیریمن جان دهم آهسـته تو هم می میری...

.به خودم آمدم انگار تویی در من بوداین کمی بیشتر از دل به کسی...

آوای شبپارت ۱۰ویو نویسنده مشخصات لباس انیا : لباس سفید تا با...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

(باکوگو دوستت دارم ) پارت۲بعد از این که استاد ایزاوا و آلمای...

*سرنوشت*بعد از اینکه رایا و شوگا خرید هارو کردن و رفتن سمن خ...

ملکه بونتن p1دینگ دینگ*بیدار شدن و دیدن ساعت*وااییی ساعت 8عه...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

dark life = 14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط