{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد لحظه ها را پس گرفت

کاش می شد لحظه ها را پس گرفت
عشق های بی صدا را پس گرفت

یا ورق زد کودکی را بازهم
روزهای با صفا را پس گرفت

روی بودن یا نبودن خط کشید
لحظه های آشنا را پس گرفت

بار دیگر یک غزل را کوک کرد
قصه های آشنا را پس گرفت

انتهای عشق را ول کرد و رفت
ابتدای ماجرا را پس گرفت

پرسه زد در کوچه ی دیروزها
باز آن حال و هوا را پس گرفت
دیدگاه ها (۲)

یک روز تاک بودم و مستیک روز بید بودم و مجنوناما این بار خواه...

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری اقکارمان آتشی بیا...

هرچه آید به سرم باز بگویم گذردوای از این عمرکه با میگذرد میگ...

کاش درد؛آنقدر کوچک می شدکه پشت میز یک کافه می نشستچای می خور...

*روزهایی هستکه باید زیرش خط کشید تا به چشمت بیاید ...روزهایی...

مادرم نیست

آفتابی شد به تنهایی ما  تابید و رفتآتشی زد در جواهرخانه‌ی خو...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۵ روز بعد، سونگمین از همان لحظه‌ای که...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

خیز و توافقی کن، تغییر ده فضا راهرکس مخالفت کرد، فوری بِبُر ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p21کسی مقابلش ایستاد.از شدت ترمز، نزدیک ب...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۵ — پایان شراب قرمزرینا در را باز کرد.پشت د...

پارت⁴⁸ویو یونگیراهرو طولانی‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردیم.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط