@ گفتم که از فراغت عمریست بی قرارم
@ گفتم که از فراغت عمریست بی قرارم
@ گفت از فراق یاران من نیز بی قرارم
@ گفتم به جز شما من فریاد رس ندارم
@ گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم
@ گفتم که یاوررانت مظلوم هر دیارند
@ گفتا مرا ببینند مظلوم روزگارم
@ گفتم که شیعیانت در رنج و در عذابند
@ گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم
@ گفتم که شیعیانت جمعند به یاری تو
@ گفتا که من شب و روز در انتظار یارم
@ گفتم به شیعیانت آیا پیام داری
@ گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم
@ گفتم که ای امامم از ما چرا نهانی
@ گفتا به چشم محرم همواره آشکارم
@ گفتم به چشم انوار آیا که پا گذاری
@ گفتا که شستشو ده شایدکه پا گذارم
@ گفت از فراق یاران من نیز بی قرارم
@ گفتم به جز شما من فریاد رس ندارم
@ گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم
@ گفتم که یاوررانت مظلوم هر دیارند
@ گفتا مرا ببینند مظلوم روزگارم
@ گفتم که شیعیانت در رنج و در عذابند
@ گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم
@ گفتم که شیعیانت جمعند به یاری تو
@ گفتا که من شب و روز در انتظار یارم
@ گفتم به شیعیانت آیا پیام داری
@ گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم
@ گفتم که ای امامم از ما چرا نهانی
@ گفتا به چشم محرم همواره آشکارم
@ گفتم به چشم انوار آیا که پا گذاری
@ گفتا که شستشو ده شایدکه پا گذارم
- ۹۳۶
- ۰۹ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط