{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و شعرم انگشت نمای خلق گشته ایم

من و شعرم انگشت نمای خلق گشته ایم
رسواتر از زلیخا شده ام ، در کوی و بازار


کارِ دنیا را ببین ، زلیخا عاشق است ، اما ...
یوسف میانِ این جماعت گشته خریدار


رودِ نیلِ چشمانم ، پُر آب است از دوریت
قحطی نیامده بر این مُلک ، انگار نه انگار


یوسفت ، عاشقست و فقط پنجره ی زندان ...
فهمید دردم را ، که اسیر است میانِ دیوار


چه حسرتی بالاتر از این به دل ِ یوسف که
تو در جان ِ من باشی و مُیسر نشود دیدار


هم آغوشی ماه و دریا حسرتست و حادثه
قرص ماهِ من خم شد از این حادثه بسیار
دیدگاه ها (۱)

#دوســت_داشـتـن_تـــوزیبـــاتــرین گلـــی اســت ڪــه خـــدا ...

❤ ️✨ ❤ ️عشقم ❤ ️✨ ❤ ️کار...

در دایره دل من❣ جز نام توهمه حذف شدند..😊 💕 💕 💕

سوگند به نامت که تو آرام منیدر نهانخانه جانم گل بی خار منیسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط