{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش

بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
زان باده که در میکده عشق فروشند
ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدی اي عارف سالک
جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش
دلدار که گفتا به توام دل نگران است
گو می رسم اینک به سلامت نگران باش
خون شد دلم از حسرت ان لعل روان بخش
اي درج محبت به همان مهر و نشان باش
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
اي سیل سرشک از عقب نامه روان باش
حافظ که هوس می‌کندش جام جهان بین
گو درنظر آصف جمشید مکان باش
دیدگاه ها (۳)

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر برآ...

در آستانه فصلی سرددر محفل عزای آینه‌هاو اجتماع سوگوار تجربه‌...

چشمهایت همه جا راز تو را جار زدندخبر از عشق نوشتند و به دیوا...

شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنیاینکه برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط