کمی‌ بعد،پائولو با گروه‌ تئاتری‌ آشنا شد و هم زمان‌،به‌ ر

کمی‌ بعد،پائولو با گروه‌ تئاتری‌ آشنا شد و هم زمان‌،به‌ روزنامه‌نگاری‌ روی‌ آورد.ازنظ‌ر ط‌بقه‌‌ متوسط‌ راحت‌ط‌لب‌ آن‌ دوران‌،تئاتر سرچشمه‌ی فساد اخلاقی‌ بود.پدر و مادرش‌ که‌ ترسیده‌ بودند،قول‌ خود را شکستند.گفته‌ بودند که‌ دیگر پائولو رابه‌ بیمارستان‌ روانی‌ نمی‌فرستند،اما برای‌ بار سوم‌ هم‌ او را در بیمارستان‌ بستری‌ کردند.پائولو، سرگشته‌تر از قبل‌،از بیمارستان‌ مرخص‌ شد و عمیقا در دنیای‌ درونی‌ خود فرو رفت‌.خانواده‌ی نومیدش‌،نظ‌ر روان‌پزشک‌ دیگری‌ را خواستند. روان‌پزشک‌ به‌ آن‌ها گفت‌ که‌ پائولو دیوانه‌ نیست‌ و نباید در بیمارستان‌ روانی‌ بماند.فقط‌ باید یاد بگیرد که‌ چگونه‌ با زندگی‌ روبه‌رو شود.پائولو کوئلیو،30سال‌ پس‌ ازاین‌ تجربه‌،کتاب‌ ورونیکا تصمیم‌ می‌گیرد بمیرد را نوشت‌.
دیدگاه ها (۱)

پائولو کوئیلو، نویسنده ای روان پریشپائولو کوئلیو (paulo coel...

موسیقی برای بسیاری از ما حکم آب حیات را پیدا کرده است به گون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط