{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیر

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیر
با وفای ساده ی خلوت گزینم شب بخیر

خسته ای ای مهربانم چشمهایت را ببند
این چنین خصمانه منشین در کمینم شب بخیر

غصه فردا و فرداهای دیگر را مخور
ای غریبْ افتاده ی تنهانشینم شب بخیر

در شب یلدای چشمانت چه آتشها به پاست
ای نگاهت تکیه گاه آتشینم شب بخیر

اشک های بی کسی را از دو چشمت پاک کن
ای پناه اولین و آخرینم شب بخیر

بیت بیت این غزل هایم فدای چشم تو
آه ای همخانه ی شعرآفرینم شب بخیر

غصه ها را از دلت بیرون کن و راحت بخواب
با تو هستم، آشنایم! بهترینم شب بخیر
دیدگاه ها (۱)

. مرا ببر به دیاری که عشق خسته نباشدهمیشه کشتی عاشق به گِل ن...

ﻣﻨﻢ ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻦ ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﺎﺵ ﺍﮔﺮ ﺑﺮ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﯾﻦ...

دوست دارم عاشقت باشم... نمی خواهی مرا؟پس چرا با غم تماشا می ...

از پیش من هرگز نرو، من بی تو تنها می شومبا حرف هر بیگانه ای،...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفاے ساده‌ے خلوت‌گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط