{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای قافله ای از پشت دیوار ها به گوش میرسد

صدای قافله ای از پشت دیوار ها به گوش میرسد
دیوار هایی از جنس حجاب های نفسانی...
حسین است...
آمده تا قدم بر قلب خسته ای بگذارد
که سال هاست نامهٔ إنّی اُحِبُّك میفرستد و
و ندایِ مجنونیِ حسین سر میدهد...
و به رسم هر سال،حسین آمده است
با کاروانی از عشق، صبر، ایثار، عطش...
آمده برای گرفتن دست سائلی که او را طلب کرده
برای پرواز...
حسین برای نجاة می‌آید...
برای روشنایی قلب های دور از هدایت...
اما انگار
قلوبِ ما همچنان زمین‌گیر است
زمین‌گیرِ کوچه پس کوچه های کوفه
پر از غبار بدعهدی...
بر زبان هامان، ذکر حسین حسین است و
کاروانِ حسین پشت دیوار هایِ قلب به انتظار...
و باز هم تکرار یك ماجرا
باز هم داستان آب و اسارت
و قلوبی که حسین را به قتلگاه میکشانند...
وقت آن نرسیده
که کفش آویخته و باب قلوبمان را به رویِ
کاروانِ حسین بگشاییم؟!
برای جاودانه شدن...
برای رسیدن به خدایِ حسین...

وقتِ‌‌سفر‌است..
وقتِ همراهی،
تا حسینی شدن، فاصله ای نیست...🌱'

۱۴۰۰/۰۵/۱۹
دیدگاه ها (۳۶)

مهمونی پارت ۵۲

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

دوره

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

Seven

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

پارت معرفی

### پارت ۱۰: گلوله‌یِ سوم«من انتخابم رو کردم، تهیونگ!»فریادِ...

P : 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط