پارت

عاشق خدمتکار شدم
پارت چهارم
کیم بوم=) معذرت می خوام.
لیها=) نه، مشکلی نداره.
همه نشستن و از اینکه چطور باهم اشنا شدن حرف زدن. بهد نوبت جونگ کوک و لیها شد.
جونگ کوک
آخه من چی بگم نمی تونم بگم خدمتکاره ولی اگه نگم نمی گن چطوری پس اشنا شدید.
لیها=) منو جونگ کوک تو خیابون اشنا شدیم.
کیم بوم =) چطوری؟
لیها=) اونموقع داشت بارون میومد. من دستمو بردم جلو تا بارون تو دستم بریزه. اون شب حالم بد بود چون یاد خاطرات مامان و بابام افتادم. وقتی دستمو دراز کردم. جونگ کوک دستشمو گرفت و بوس کرد و بعد گازشو گرفت منم گاز شو گرفتم و رفتم جلو شو گرفتم.
کیم بوم=) چه جالب، خب بقیش؟
لیها=) وقتی جلوشو گرفتم موتورو خاموش کردم و گفتم که پیاده بشه. وقتی پیاده شد کلاهشو در اورد و اون موقع صورتشو دیدم. برای ایمکه صدامو بشنوه منم کلاهمو در اوردم و منو دید. همینحوری داشت نگام می کرد. بعد اومد نزدیک و گفت=) سلام خوشگله منم گفتم=) سلام خوشگل پسر و اینحوری بود که شمارمو گرفتو اشنا شدیم.
کیم بوم=) باحال بود. از کجا موتور سواری یاد گرفتی؟
لیها=) وقتی بچه بودم بابام بهم یاد داد.
کیم بوم =) یهنی می تونی موتور سوار شی.
لیها=) اره، ولی الان نه چون لباسم مناسب نیست.
جونگ کوک=) اگه لباس اورده باشم چی؟
لیها=) باید یه نیم تنه، شلوار بگ و کت باشه. اونموقع راهت تره.
جونگ کوک=) آوردم.
لیها=) کی میاد بریم.
جونگ کوک=) من.
یوری=) من.
لیها=) بریم، فقط یک اتاق می دید من لباسمو عوض کنم.
یوری=) سمت راست، اولین اتاق.
لیها رفت و لباسشو عوض کرد.
لیها=) راستی موتور جونگ کوک اینجاس، من موتور ندارم.
جونگ کوک=) اممم فکر کنم بتونم جور کنم.
جونگ کوک به دسیارا زنگ زد و گفت یک موتور مشکی که تو پارکینگرو بیارن. دسیارا اوردن و همه سوار شدن. هوا ابری بود،..
لیها=) ممکنه بارون بیاد پس با سرعت نرید.
دیدگاه ها (۰)

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 4)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیعصر، جونگ‌کوک با ماشین مشکی‌ا...

اجبار به بدبختی پارت ۷

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۴ یه روز عصر بارون شدید گرفت. کا...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط