{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حکایت رسم رفاقت! در راه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ

#حکایت رسم رفاقت! در راه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کند!
به شیخ بهایی که اسبش جلو میرفت گفت: این میرداماد چقدر بی عرضه است اسبش دائم عقب می ماند.
شیخ بهائی گفت: کوهی از علم و دانش برآن اسب سوار است، حیوان کشش این همه عظمت را ندارد.
ساعتی بعد عقب ماند، به میر داماد گفت: این شیخ بهائی رعایت نمیکند، دائم جلو می تازد.
میرداماد گفت: اسب او از اینکه آدم بزرگی چون شیخ بهائی بر پشتش سوار است سر از پا نمیشناسد و میخواهد از شوق بال در آورد.

در غیاب یکدیگر حافظ آبروی هم باشیم
این است "رسم رفاقت..." رفیق باشیم! #فردوس_برین
دیدگاه ها (۴)

P : 20

داستان کوتاه: 👌رسم رفاقت👌

#تلنگردر راه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کند!...

#بخونید_قشنگهدر راه مشهد شاه عباستصمیم گرفت دو بزرگ راامتحان...

رفیق باشیم

در راه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کند!!به شی...

در راه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کند !!به ش...

#داستان_شب...شاه عباس در راه مشهد شاه عباستصمیم گرفت دو بزرگ...

در راه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ راامتحان کند!!به شیخ...

#حکایت در راه مشهد شاه عباس، تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط