{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌱

🌱
پاییز که می‌رسد،
جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛
انگار خداوند، پیش از فرود آوردن نخستین باران،
دستی بر شانه‌ی آسمان می‌گذارد و می‌گوید:
«کمی آرام‌تر…
اینجا کسی دلش برای کسی تنگ است.»

و من،
در این فصلِ زرد و خاموش،
بیش از همیشه نبودنت را می‌فهمم.

نبودنت شبیه خاموشیِ چراغی‌ست
در خانه‌ای که هنوز کسی در آن بیدار است؛
خانه همان است
اما هیچ‌چیز دیگر
آن گرمای پیشین را ندارد.

از پنجره که به کوچه نگاه می‌کنم،
برگ‌ها یکی‌یکی از شاخه جدا می‌شوند؛
چه تشبیه غریبی‌ست آدمیزاد به برگ،
که تا آخرین لحظه
به شاخه‌ای وفادار می‌ماند
که دیگر توان نگه‌داشتنش را ندارد.

کاش می‌دانستی
پاییز بدون تو چه فصل بی‌رحمی‌ست.

باران می‌بارد
و شهر بوی خاطره می‌گیرد.
خیابان‌ها خیس می‌شوند،
چراغ‌ها در آب می‌لرزند
و هر رهگذری برای چند ثانیه
شبیه تو می‌شود؛
و من چه ساده‌دلانه
هر بار به اشتباهِ چشم‌هایم دل می‌بندم.

دلم برای تو
مثل دلتنگیِ ساحل است برای دریایی
که هر شب می‌آید
اما هیچ‌گاه برای ماندن نمی‌آید.

دلم می‌خواهد یک عصر پاییزی
کنارم باشی؛
نه برای حرف زدن،
نه برای وعده‌ای،
نه حتی برای ماندن.
فقط بنشینی کنارم
و سکوت کنی؛
من از میان همان سکوت
تمام دوست داشتنت را بشنوم.

چه کرده‌ای با من
که فصل‌ها هم پس از تو
معنای دیگری پیدا کرده‌اند؟

تابستان، گرمای بی‌پناهی‌ست؛
زمستان، انتظارِ طولانی؛
بهار، خاطره‌ی جوانیِ جهان؛
و پاییز…
پاییز دقیقاً شبیه توست:
زیبا، آرام،
و اندکی دور از دسترس.

گاهی فکر می‌کنم
اگر دلتنگی شکل داشت،
شاید شبیه همین غروب‌های پاییزی بود؛
آسمانی که رنگ باخته،
پرنده‌ای که دیر به خانه می‌رسد،
و پنجره‌ای که تا نیمه‌های شب
چشم به راه کسی‌ست
که دیگر از آن کوچه عبور نمی‌کند.

من هنوز
در ازدحام این شهر
برای آمدنت جا باز می‌کنم.

هنوز وقتی هوا سرد می‌شود،
جای دست‌هایت را در جیب‌هایم جست‌وجو می‌کنم؛
غافل از اینکه بعضی گرماها
وقتی از دست می‌روند،
دیگر در هیچ زمستانی پیدا نمی‌شوند.

عزیزِ دورِ من،
اگر روزی پرسیدند
سخت‌ترین فصل زندگی‌ات کدام بود،
نخواهم گفت پاییز.

خواهم گفت:
آن پاییزی که تو نبودی.

چون پاییز،
بی‌تو فقط فصلی‌ست که می‌گذرد؛
اما نبودن تو
فصلی‌ست که در من
تمام نمی‌شود.

#خاص #ستایش_قلب_سربی #پاییزی
#ویسگون #لایک_بازنشر_یادت_نره #دلنوشته_های_من #دلتنگی #حال_خوب
دیدگاه ها (۰)

🍂🍁 این برگ‌های زرد    به خاطر #پاییز نیست    که از شاخه می‌ا...

پاییز، فصلِ رفتن‌هایی‌ست که به سکوت می‌گذرند؛فصلِ برگ‌هایی ک...

من از تبارِ پاییزم،از آن فصلِ نجیب.در من هزار برگِ زرد افتاد...

موسیقی

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

#حرف ✍️دلمونوشتم پاییز که می‌شود، دلم انگار با برگ‌ها می‌ریز...

مردی که در کنارم بود

پاییز می رسد ڪه مرا مبتلا ڪندبا رنگـــ‌ های تازه مرا آشنا ڪن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط