اعتنا نکن...👌❤🍀

خیلی ها می خواهند...

با #کفش هایی که پوشیده ای راه بروند

می خواهند در #صندلی که نشسته ای

بنشینند

در #جاده ای که قدم می زنی...

قدم بزنند

می خواهند #لبخند روی لبانت نباشد

#بشکنی در خود ، #گردابی درست کنی

با اشک هایت

می خواهند تو را با دستهایشان

در #باتلاقی که خودشان گیر کرده اند

بشکنند

اما تو #مصمم باش...

تو راه #خودت را برو

و #اعتنا نکن به تمام #حسود چشمهایی

که نمی توانند #موفقیت ات را ببینند...📷📸

#آرامکده
دیدگاه ها (۰)

سناریو تهیونگ

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_17فصل نهم | هیو...

معامله p35جونگ‌کوک با شیطنت دست تهیونگ را گرفت.«بریم؟»تهیونگ...

پارت ۹: سایه‌هایِ پنهاناتاقِ شخصیِ یونگی، با تمامِ شکوه و سن...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

Eleven

یاندره درخواستی از باجی

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:11باران با شدت به آسفالت برخورد می‌کرد و آسمان ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط