سناریو ریگولوس

میخوای کات کنی؟
تک پارتی

ریگولوس و من سال ۶ هاگوارتز هستیم. فقط یه سال دیگه مونده و بعدش باید تصمیم بگیریم که کجا میخوایم تو دنیای جادو کار کنیم. من کلی هدف و رویا تو سرم داشتم که همشون چون ریگولوس مرگخواره نابود و حذف شدن. البته تا چند وقت پیش مشکلی نداشتم اما حدودا دو هفته میش مادر ریگولوس و خودش مشغول حرف زدن بودن. مادر ریگولوس یکی از دخترای خاندان بلک که خیلی باهوشه رو به عنوان همسر آینده ریگولوس انتخاب کرده درصورتی که ریگولوس نمیتونه حتی اسم اون دخترو درست بگه و بجای" آماریا " بهش " همون دختره" میگه .
خب همه میدونن که من و ریگولوس سه ساله که باهمیم و رابطمون خوبه اما مادرش اصلا از من خوشش نمیاد.
با بغض تمام این متنو توی دفترچه خاطراتم نوشتم و در نهایت اشک هایی که روی صورتم بود رو پاک کردم. بعد اون همه اتفاق و اعتراف به عاشقی و لحظات خوش ... چرا ریگولوس باید مال یکی دیگه بشه؟
یهو در اتاق باز شد و من سریع اشکامو پاک کردم و دفترو بستم. ریگولوس درو بست. ساعت ۱۲ شب بود . اروم به کنارم اومد و با لبخند و ذوق گفت" بلاخره کتابی که دوست داشتیو از بخش ممنوعه پیدا کردم" که متوجه شد هنوز کمی ناراحتم و اروم دستشو روی شونم گذاشت " هی ا.ت" بهش نگاه کردم و لبخند زدم و گفتم" ممنون بابت کتاب " بیشتر به سمتم خم شد و گفت" گریه کردی؟" چیزی نتونستم بگم که گفت" چرا؟ چی شده؟" اروم سرمو پایین انداختم که خودش دلیل گریمو فهمید و بغلم کرد . اروم روی پاهاش نشسته بودم و سرم روی شونش بود و همچنان بغض داشتم اونم ریلکس سعی داشت آرومم کنه و با دستش موهامو نوازش می‌کرد.
" مگه بهت نگفتم به اون ماجرای بی اهمیت فکر نکن؟ " در همون حالت گفتم" بی اهمیت؟" دوباره گفت" اره بی اهمیت .. وقتی بهت گفتم من مال توئم یعنی فقط مال توئم .. چه مادرم چه کل خاندان بلک نمیتونن منو مجبور کنن ازت دست بکشم...تحت هیچ شرایطی قرار نیست ازت جدا بشم خودتم اینو میدونی" سرمو بالا آوردم و هنوز چشمام خیس بود" تو چطور میتونی باهاشون مخالفت کنی؟ اگه ولدمورت این ماجرا رو بفهمه .. حتی اونم تنبیهت میکنه" پیشونیشو به پیشونیم تکیه داد و چشماشو بست ک گفت" نگرانش نباش...تنها چیزی که مهمه اینه که تو کنار من شاد باشی "
" ولی آخه.." یهو ریگولوس منو بوسید . این بوسه اروم منو ا زکل اون فکر های مزخرف دور کرد و ارامش رو دوباره بهم برگردوند. ریگولوس همیشه هرطور که شده منو اروم میکنه و نمیزاره مثل دوران کودکیم استرس داشته باشم. منم در جواب بوسه رو ادامه دادم و گفت" دیدی؟ برای بار هزارم میگم من فقط و فقط مال توئم نه هیچکس دیگه... الانم پاشو باید بخوابیم" از روی پاش بلند شدم و به سمت تخت رفتم و دراز کشیدم . از پشت بغلم کرد و گفت" دیگه هم هر چیز چرت و پرتی رو توی دفترت ننویس" اروم خندیدیم و گفتم" خیلیم مهم بود " بیشتر سرشو توی موهام فرو برد و گفت" شب بخیر بچه ی من" منم با لبخند گفتم" شب بخیر " و چشمامو بستم و فقط بهش اعتماد کردم که ایندمونو درست کنه.

#ریگولوس #بلک #سناریو #اسلیترین #بد‌بوی #عاشقانه‌ #هری‌پاتر #پسرای هاگوارتز
دیدگاه ها (۴)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

dark life = 40

پارت ۱۲

پارت۴تویِ تاریکیِ انباری، جایی که فقط صدایِ نفس‌هایِ تندشون ...

چند پارتی (درخواستی)

و آهنگی دیگر که جونگکوک گذاشته پستش رو ترجمه متن آهنگبغلم کن...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰¹با دست گرمش دستم رو گرفته بود..مثل ا...

چند پارتی

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

رمان اسیر خان پارت سیزدهم ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط