ای آسمان خون گریه کن، کوفه شده دارالعزا
ای آسمان خون گریه کن، کوفه شده دارالعزا
با یاری تیغ اجل، حیدر شده حاجت روا
هر طرف شور غم برمیخیزد
از سر مرتضی خـون میریزد
یا علی یا علی مولا مولا
در این شب قدر ای خدا
حالی دگر دارد علی
با فرق از هم وا شده
قرآن به سر دارد علی
بر سر زانویش لرزه دارد
هر قدم بر زمین گل می کارد
در هر نفس با آه خود
آتش به سینه می زند
با زخم بین ابرویش
حرف از مدینه می زند
می رسد بوی غم از نجوایش
روضه فاطمه بر لبهایش
با یاری تیغ اجل، حیدر شده حاجت روا
هر طرف شور غم برمیخیزد
از سر مرتضی خـون میریزد
یا علی یا علی مولا مولا
در این شب قدر ای خدا
حالی دگر دارد علی
با فرق از هم وا شده
قرآن به سر دارد علی
بر سر زانویش لرزه دارد
هر قدم بر زمین گل می کارد
در هر نفس با آه خود
آتش به سینه می زند
با زخم بین ابرویش
حرف از مدینه می زند
می رسد بوی غم از نجوایش
روضه فاطمه بر لبهایش
- ۸.۷k
- ۱۳ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط