{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سایه ای دور و برت دیدم و حرفی نزدم

سایه ای دور و برت دیدم و حرفی نزدم
مات و مبهوت تو خشکیدم و حرفی نزدم

قصه ها پشت سرت بود ولی هر دفعه
با دلی خون شده خندیدم و حرفی نزدم

عطر بیگانه ای از گونه ی تو می آمد
باز هم روی تو بوسیدم و حرفی نزدم

بین ابلیس و تو یک رابطه بود اما من
سیب دلخواه تو را چیدم و حرفی نزدم

همه در فکر مجازات تو بودند ولی
همه را یک شبه بخشیدم و حرفی نزدم

این همه حرف،تلنبار شده در دل من
ولی از قهر تو ترسیدم و حرفی نزدم
دیدگاه ها (۲)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "45" "ویو پارک آنجلینا" ...

سایه ای دور و برت دیدم و حرفی نزدممات و مبهوت تو خشکیدم و حر...

سکوت عشق

سایه ای دور و برت دیدم و حرفی نزدممات و مبهوت تو خشکیدم و حر...

سایه ای دور و برت دیدم و حرفی نزدممات و مبهوت تو خشکیدم و حر...

سایه ای دور و برت دیدم و حرفی نزدممات و مبهوت تو خشکیدم و حر...

..سایه ای دور و برت دیدم و حرفی نزدممات و مبهوت تو خشکیدم و ...

..سایه ای دور و برت دیدم و حرفی نزدممات و مبهوت تو خشکیدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط