{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعری که آیت الله بهجت ره در اواخر عمرشان زمزمه می کردند.

شعری که آیت الله بهجت ره در اواخر عمرشان زمزمه می کردند.

با کدام آبرو، روز شمارش باشیم؟

عصرها منتظر صبح بهارش باشیم؟

سال ها منتظر سیصد و اندی مرد است

آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم...

گیرم امروز به ما اذن ملاقاتی داد

مرکبی نیست که راهی دیارش باشیم

سال ها در پی کار دل ما افتاده

یادمان رفت کمی در پی کارش باشیم

ما چرا؟ خوبترین ها به فدای قدمش

حیف او نیست که ما میثم دارش باشیم؟

اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید

به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم..
دیدگاه ها (۲)

‍ ✨ شعرے که نقل شده آیت اللہ بهجت(ره) در اواخر عمرشان زمزمہ ...

*** شعری که آیت الله بهجت دراواخر عمرشان زمزمه میکردند....ب...

شعری که ایت الله بهجت دراواخر عمرشان زمزمه میکردند....با کد...

* شعری که آیت الله بهجت دراواخر عمرشان زمزمه میکردند....با ...

شعري که آيت الله بهجتدر اواخر عمرشان زمزمه مي کردند:با کدام ...

*** شعری که آیت الله بهجت دراواخر عمرشان زمزمه میکردند....ب...

*** شعری که آیت الله بهجت دراواخر عمرشان زمزمه میکردند....ب...

شعری که ایت الله بهجت دراواخر عمرشان زمزمه میکردند....با کد...

شعری ک ایت الله بهجت دراواخر عمرشان زمزمه میکردند....با كدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط