دخترک مغرور🧬♥️

دخترک مغرور🧬♥️

پارت ۵۷
arslwn
بچه ها : سلام
ارسلان : سلام
رضا : بالاخره اومدی آقا ارسلان
ما شما رو دیدیم
ممد : رضا
رضا : وا
پانیذ : خوبی ارسلان
ارسلان : ارع
ممد : رفتی دکتر
ارسلان : ارع رفتم
محراب : چی گف
ارسلان : هیچی نگف همون قرصا رو داد
محراب : خب خداروشکر که چیزی نی
امیر : اما...
ارسلان : زدم تو پای امیر که یه آخی گف
آتوسا:  چیشد امیر
امیر:  هیچی
نیکا : کاشکی امشب یه شهربازی بریم
آتوسا:  ارع بریم
ممد : خب پاشید حاضر شید بریم
نیکا و دیانا : حاضریم
امیر : خب پس بریم
ارسلان : رسیدیم شهربازی
محراب : یه بازی هیجانی بریم 
ممد : رنجر خوبه
دیانا : ارع بریم
نیکا : بریم
ارسلان : رفتیم سوار شدیم دکتر گفته بود برا بده بلزی هیجانی ولی برا اینکه شک نکنن بعد که پیاده شدیم نفسم گرفته زود همش سرفه میکردم قفسه سینم درد میکرد
سرم گیج میرف
امیر : ارسلان خوبی
ارسلان : ارع(با سرفه)
نیکا:  رنگت چرا کبوده
امیر : میخای بریم بیمارستان
ممد : نه اسپرشو بزنه حله
محراب:  راس میگ کجاس اسپرش
امیر : نه باید بریم دکتر
رضا : قبلا هم اینطوری شده چیزی نی
امیر:  اه ارسلان ریه هاش عفونت کرده الان حالش بده باید بریم بیمارستان(با داد)
ممد : چیییی
امیر : بدویید دارع میمیره
ممد : ب.باشه
امیر : ارسلان رو سوار ماشین کردیم رفتیم بیمارستان...
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۵)

سلام داداشا

Love you پارت سیزدهم&اول تو برو دوش بگیر-یا چ فرقی دار هردو ...

رمان عشق ممنوع

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴¹ویو میکا_____جیمین بلن...

True Love①⓪تهیونگنگاهم رو از چشماش دزدیدم و به انعکاس نور چر...

چند پارتی.. وقتی مریض میشی و اون میشه پرستارت.. Part 1(ویو ا...

سن عشقای من 😘👍💖

دخترک مغرور🧬♥️پارت ۵۱ arslwnسریع آماده شدم رفتم سمت لوکیشن ر...

وای موهاشـو😍💙

دخترک مغرور🧬♥️پارت ۶۲"سه روز بعد"arslwnامیر : حوصلم سر رف ار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط